زين العابدين شيروانى

620

بستان السياحه ( فارسي )

و در چه خيال بوده كه آنجا را احداث كرده رود آب ندارد و باران كم بارد و بسيار كم‌زراعت و مسكن ارباب تجارتست و كوچه و بازارش پاكيزه است چه كه فضلهء انسان و حيوان را بيرون مىبرند و صرف زراعات و باغات مىكنند فواكه سردسيريش فراوان و اكثر آن ممتاز است و حبوب و غلّاتش بيشتر اوقات تسعير دارد زيرا كه از فارس و كرمان آورند لحوم و دسوم آنجا را از عراق و فارس برند از ابريشم پارچهاى خوب و لطيف در آنجا بافته مىشود و در اكثر بلاد ايران مىخرند مردمش عموما شيعهء اماميّه و قرب هزار و پانصد خانه زردشتيّه‌اند و پانصد خانه موسويند اكثر خلقش عمل پيشه و قناعت انديشه‌اند و به دنائت طبع و پستى فطرت موصوف و به صفت عجب و نخوت و تكبّر معروفند و ميل ايشان در تفريط و افراط مىباشد كويند لفظ يزدى و بىحيا در عدد جمل يكى است ارباب فضل و كمال و اهل وجد و حال از آنجا برخواسته‌اند و جمعى كثير از مردم آن ديار به زيور فضائل انسانى آراسته‌اند من‌جمله مولانا الحاج محمّد جعفر قدّس سرّه صاحب رسالهء طباشير از آنجا بوده و مولانا ملّا عبد اللّه از معاصرين از آن ديار ظهور نموده راقم كويد مكرّر آن شهر را ديده و بصحبت جمعى از اهالى آن ديار رسيده است علماى آنجا همكى بطريق اجتهاد عمل مىكنند و از قواعد اصول تجاوز نمىنمايند و فرقهء اخباريّين را ذمّ و قدح مىكنند چون در اين مجموعه اسم علماى اصول مكرّر ذكر شده اكنون چنان مناسب مىنمايد كه فصلى از عقايد و قواعد ايشان مذكور شود در بيان فصلى از عقايد و قواعد اهل اصول على سبيل الإجمال مخفى نماند كه فقير كويد آنچه از علماى اصول شنيده و در كتب مجتهدان ديده و از مردمان معتبر تحقيق كرديده خلاصهء كلام اصوليّين آنست كه مىكويند اخباريّين عمل به ظاهر كتاب اللّه و احاديث بل اخبار آحاد مىكنند و دليل عقل را معتبر نمىدانند و عمل بظنّ را مطلقا حرام مىدانند اين مذهب به‌غايت سقيم و بىاعتبار و مردود اولو الابصار است زيرا كه تكليف ثابت و باب علم مسدود است بجهة اينكه كتاب اللّه هرچند قطعى السّند مىباشد امّا ظنّى الدّلاله است زيرا كه آيات قرآنى محكم دارد و متشابهء عام دارد و خاص مجمل دارد و مبيّن عمل به ظاهر آن از حدّ اعتدال خارج است و تفسير آن براى حرام و اخذ آن از امام ع لازم است قوله تعالى وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ و راسخون فى العلم ائمه اطهار مىباشند و الحال كه زمان غيبت است و دسترس به امام ع نيست پس باب علم در باب آيات قرآنى مسدود است و امّا احاديث ظنّى الدّلاله و السّند است زيرا كه با وجود بعد عهد ائمّهء معصومين ع و سوانحى كه از براى كتب اخبار من زمان الائمّة الاطهار الى زماننا اتفاق افتاده است كه ذكر آنها باعث طول كلام است چكونه علم قطعى بسند احاديث حاصل مىشود كه هو هو از ائمّهء اطهار رسيده است بلكه احتمال دارد راوى نقل بالمعنى كرده باشد يا چيزى از عبارت حديث افتاده باشد و غير از اين احتمالات دارد و حال آنكه همهء احاديث صحيح نيست بلكه بعضى صحيح و بعضى معتبر و بعضى ثقه و بعضى ضعيف مىباشند چنان كه بر متتبع كتب اخبار مخفى نيست بنابراين تحقيق اخبار آحاد از جميع جهات افادهء قطع نمىكند بلكه مفيد ظنّ است و خبر متواتر كه عبارت از اخبار جماعتى است كه فى حدّ ذاته افادهء قطع كند مشروط است با آنكه طبقات روات در هر طبقه به حدّى باشد كه ايمن از كذب باشد و هذا متعذّر پس ظنيّت اخبار مطلق ثابت است و اكر معترض كويد كه علماى اصول عمل بخبر واحد مىكنند و خبر واحد را حجّت مىدانند جواب كوئيم كه اوّل اين مسئله خلافى است و قاطبهء اصوليّين حجّت نمىدانند و ثانيا مطلق خبر واحد حجّت نيست و لو كان ضعيفا چنانچه طريقهء اخباريّين است بلكه خبر ثقه حجّت است يا خبرى كه بواسطهء قراين ظنّ حاصل شود و معمول به اصحاب باشد الحاصل نزد اهل اصول حصول ظن قوى عند المجتهد است و از باب انسداد باب علم و تكليف ما لا يطاق هركاه بواسطهء قراين خارجه از براى مجتهد ظن حاصل شود بخبر واحد بموجب كريمهء إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا عمل به آن جائز است فتفطن و امّا اجماع قطعى با قلّت و عدم اعتناء به او در مسائل خلافيّه در كلّيّات متحقق است مثل وجوب ركوع و سجود در صلاة و امثال آنها و امّا اجماع در جزئيّات و اجزاء متحقّق نيست بلكه مسئله كه خلافى نباشد در غايت ندرت است پس باب علم مسدود و عمل بظنّ جائز است امّا نه بمطلق ظنّ بلكه عمل بظنّ مجتهد بعد از تفحّص بسيار و جدّ و جهد بيشمار و استفراغ وسع از براى مجتهد و مقلّدين او جائز است بموجب قياسى كه نتيجهء او قطعى است به اين طريق كه بعد از فحص و جدّ و جهد مىكويد كه هذا ما ادى اليه ظنّى و كلّ ما ادّى اليه ظنّى فهو حكم اللّه فى حقّى و حقّ مقلّدى فهذا حكم اللّه فى حقّى و حقّ مقلّدى امّا صغرى بديهى است